السيد حامد النقوي
69
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
عجب نيست كه او و امثال او از متكلمين قوم خيال اطراف و جوانب كمتر داشتند خليع العذار و گسسته مهار مىرفتند ليكن متحيّرم از ابن حجر كه بعلم حديث هم مناسبت دارد چگونه اين قول واهى را كه چقدر عناد و تعصّب و لداد از ان توده توده مىبارد و لائق اخفا و پوشيدنست نه قابل ذكر و خروشيدن و اظهار و جوشيدن بمقابله اهل حقّ ذكر كرده احتمال صحت آن را تجويز كرده و گمان مبر كه جرح و قدح حديث منزلت كه صحّت آن مجمع عليهاست از خصائص آمديست بلكه درين ورطه مهلكه ديگر اعلام كبار اين حضرات هم گرفتار آمدهاند از آن جمله عضد الدين عبد الرحمن بن احمد الايجى صاحب مواقف بسبب كمال وقوف و شعور و انهماك در معاضدت باطل و زور قطع اصل انصاف آغاز مىنهد و عضد دين مىشكند و تدبّر و تامل را ترك گفته درين وادى پر خار تيز روى مىكند چنانچه در مواقف بجواب حديث منزلت مىگويد الجواب منع صحة الحديث الخ و شمس الدين محمود بن عبد الرحمن اصفهانى هم با آن همه دانى بسبب ابتلا بوساوس نفسانى و غايت عجز و پريشانى سالك همين مسلك مهلك گرديده دست بقدح اين حديث شريف زده چنانچه در شرح طوالع در مقام جواب از احاديث دالّه بر امامت وصى بر حق مىسرآيد و الجواب عن الثانى انّه لا يصح الاستدلال به من جهة السّند و لو سلّم صحة سنده قطعا لكن لا نسلّم انّ قوله انت منى بمنزلة هارون من موسى كلّ منزلة كانت لهرون من موسى و نيز اصفهانى در شرح تجريد بجواب حديث منزلة گفته و عن الخامس انّه لا يصحّ الاستدلال به من جهة السّند كما تقدّم فى الخبر المتقدّم و لئن سلّم صحة سنده قطعا